حسن سيد اشرفى

830

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

واقعى اوّلى . « 1 » 694 - حكم امر اضطرارى غير وافى ولى ممكن التّدارك كه تدارك ما بقى هم مستحبّ بوده در مقام ثبوت از نظر اجزاء چيست ؟ ( و الّا . . . فيجزى ) ج : مىفرمايد : در اين صورت تكليف اضطرارى مجزى خواهد بود . « 2 » 695 - در صورتى كه باقيماندهء ممكن التّدارك به نحو واجب التّدارك و يا مستحبّ التّدارك بوده آيا بدار جايز است ؟ ( و لا مانع . . . فى الصّورتين ) ج : مىفرمايد : در اين دو صورت مانعى از بدار نخواهد بود . 696 - پس فرق بدار در اين دو صورت چيست ؟ ( غاية الامر . . . طروّ الاختيار ) ج : مىفرمايد : در صورت اوّل كه باقيمانده ، واجب التّدارك باشد مكلّف مخيّر است بين بدار به صورت انجام دو عمل يعنى عمل اضطرارى در حال اضطرار و عمل اختيارى بعدا از رفع اضطرار « 3 » و يا انتظار تا رفع اضطرار و اكتفاء كردن به آنچه كه تكليف شخص مختار

--> ( 1 ) - يعنى اگر در داخل وقت ، رفع اضطرار شد و آب بدست آمد بايد نمازش را با وضو به عنوان اعاده دوباره انجام دهد و اگر در خارج وقت ، رفع اضطرار شد بايد به عنوان قضاء ، نمازش را دوباره انجام دهد . دليل آن‌هم اين است كه با واجب بودن تدارك باقيماندهء مصلحت ، ملاك امر هنوز باقى بوده و با بقاى ملاك امر كه به نحو وجوب بوده ، عقل هم حكم مىكند به تحصيل باقيماندهء مصلحت و غرض و به مجزى نبودن تكليف اضطرارى . ( 2 ) - زيرا هرچند با استحباب باقيماندهء مصلحت ، ملاك امر باقى بوده ولى به نحو استحباب باقى است . بنابراين ، عقل حكم به لزوم اتيان دوباره كه مساوى با مجزى نبودن تكليف اضطرارى بوده نمىكند . بنابراين ، با رفع اضطرار چنانچه در وقت بوده ، اعاده لازم نيست و اگر در خارج وقت بوده ، قضاء لازم نيست . ( 3 ) - يعنى مكلّف مخيّر است كه بدار كند به اينكه نمازش را با تيمّم در اوّل وقت انجام دهد در حالت اضطرار و اگر در وقت ، رفع اضطرار شد آن‌وقت ، عمل اختيارى يعنى نماز با وضوء را انجام دهد حال يا در داخل وقت يا خارج وقت .